تبليغاتX
بــــــادآبــــــاد (ســــــیم آخــــر)

بــــــادآبــــــاد (ســــــیم آخــــر)

پريدن از وَر پيدگارِ آن ور پريده پَرست(چیزهایی که رضا طایفی می نویسد)

هنگامي كه يك كوهنورد قله‌ي بسيار بلندي را فتح مي‌كند كاري كرده كه تاكنون موجود زنده ديگري آن را انجام نداده است. و يا دست كم گروه كمي پيش از وي پاي بدان قله گذاشته‌اند. وي بر طبيعت چیره شده و قانون طبيعت را _كه باعث مي‌شده هيچ حيوان و حتي گياهي در آن نباشد_ زير پا گذاشته است. پس كوهنورد محدوديت زمان و مكان را كه جزو قانون طبيعت است دگرگون كرده‌. و تا همیشه آن قله فتح شده به پای انسان است.طبیعت برای همیشه در آن قله دگرگون شده است.
اثر ماندگار يك زن خانه دار پديدآوردن  فرزند و خانواده‌اي بي خطر و بي‌ضرر براي جامعه است. همين اثر شايد باعث خشنودي گروهي از افراد جامعه شود. وي قسمت بسياركوچكي از طبيعت را به دست خود تغيير داده و اثري ماندگار (دست كم براي اندي سال) از خود به جاي گذاشته.

آهنگسازي با صداهايي كه از طبيعت گرفته شده و از سازهايي كه از طبيعت ساخته شده مجموعه‌اي آوا را كنار هم مي‌گذارد كه تا كنون كسي به آن نوع نگذاشته؛ و اثري شبيه آن براحساس شنونده به جاي نمانده است.  آهنگساز چيزي به جهان افزوده چرا كه اگر ديگر هرگز آن آهنگ شنيده نشود و به صدا در نيايد، باز تا مدتي بر سلولهاي مغز آنها كه آهنگ را شنيده‌اند اثر آهنگ مانده است.پس چيزي به طبيعت افزوده شده. و تغييري در آن پديد آمده كه خارج از قانون چرخه طبيعي زندگي است. بهترين مثال زاده شدن بتهوون از مادري بيمار در خانواده‌اي فقير و پرجمعيت است. چرخه طبيعت بر ضد بتهوون بود حتي هنگامي كه وي ناشنوا شده‌ بود. اما مادربتهوون و خود او بر خلاف جريان عادي طبيعت زندگي كردند.
اگر هنر را پديد آوردن تغييري ماندگار در طبيعت بدانيم ، كه گروهي _علاوه بر خود هنرمند_ از آن لذت ببرند ، پس انسان ها همه از ابتدا هنرمندند و هميشه دغدغه هنر با انسان بوده است.( در اين يادداشت منظور از هنرمند پديدآورنده يك اثر هنري است)
لذت بردن ديگران علاوه بر لذت بردن خود هنرمند باعث مي‌شود پديدآورنده اثر هنري از لذت ديگران نيز بيشتر خشنود(ارضاء) شود. پس اينجا نيز به ژرفاي خوددوستي بر مي‌خوريم. بنابراين هنر نيز در جهت ارضاي شخص هنرمند به كار گرفته مي‌شود و به دليل ثبت شدن آن در ذهن مخاطبان در زماني بيشتر از زمان ديگر لذتها، لذت آن بسيار طولاتي‌تر و بزرگتر از لذتهاي ديگر است.
همين انگيزه ارضاي شخصي و اولويت خود دوستي همگان را به فكر پديدآوردن اثري ماندني از خود مي‌اندازد و اينگونه است كه برخي چيزي ماندگارتر و سخت‌يافتني تر از هنر را بر‌مي‌گزينند. و آن چيزي نيست جز قدرت. بنابراين كورش بزرگ يا اسكندرمقدوني و چنگيزخان وناپلئون و هيتلر و ... را بيش از آن كه به واسطه تغييراتشان در چرخه زندگي انسان و طبيعت(چه خوب ،چه بد) بتوان هنرمند به حساب آورد بايد قدرتمند دانست.
هر چه لذت بزرگتر باشد تغيير و پيچيدگي آن بيشتر است. چرا كه احساس بيشتري درگير آن است و قسمت بيشتري از طبيعت تحت تاثير آن قرار دارد. لذت قدرت جويي هيتلر تقريبا همه جهان (مواد و موجودات روي آن) را به نسبت آسيب پذيري آنها تغيير داد. به طوريكه شايد اگر وي نبود پاي گذاشتن انسان بر كره ماه زماني ديگر روي مي‌داد. و خورشيد بنا به بزرگي و دوري‌اش از هيتلر باز هم هيچ تغييري نمي‌كرد.

نقاش هر چه را كه بخواهد از طبيعت مي‌گيرد و به سبك خود آن را به تصوير مي‌كشد. طبيعت جديدي را پديد مي‌آورد يعني دنيايي جديد را. همانطور كه در هنرهاي ديگر هنرمندان دنياهاي ديگري را مي‌سازند. همانطور كه قدرتمندان چنين مي‌كنند با اين تفاوت كه هنرمندان دنيايي مجازي مي‌سازند، قدرتمندان دنياي واقعي. و ديگران در صورت نپسنديدن دنياي هنرمندان مي‌توانند آن را نپذيرند و وارد آن نشوند ، وانگهي وارد نشدن به دنياي جديد قدرتمندان گريزناپذير است. مگر آنكه در دنياي ناخواسته زندگي نكرد. و هنري به خرج داد و در برنامه طبيعت _كه پس از تغيير چرخه تغيير جزئي كرده_ تغيير بسيار ريزتري پديد آورد. گروهي با پايان دادن به زندگي خود خللي در طبيعت به وجود مي‌آورند و اثري به جاي مي‌گذارند. اين اثر بنا به بزرگي شخص هنرمند، ماندگاري بيشتري دارد. شايد تفاوت عمده اين هنر (خود كشي) با ديگر هنرها لذت نبردن هنرمند پس از اجراي اثر باشد و فقط رهايي از رنج نصيب وي شود.
با اين شيوه دسته‌بندي مي توان دانش را نيز هنر دانست. چرا كه دانش  مي‌تواند تغييري در طبيعت ايجاد كند و ديگران نيز به جز خود دانشمند(دارنده دانش) از آن بهره‌مند و راضي شوند. حال كه بيشتر كارهاي بشر را(به جز ارضاي نيازهاي اوليه) مي‌توان هنر به حساب آورد،قدرت مي‌ماند.
انسان از هنگامي‌ كه خودش را در برابر طبيعت ناتوان‌ ديد به هنر روي آورد. پس از آن وقتي كه دريافت مي تواند بر ديگران تاثير گذارد قدرت را يافت كه هنري با دنياي واقعي بود.

+  به روز  جمعه 23 شهریور1386 هنگام  19:10  نوشته شد   |